یادداشت های دوازده نویسنده ی بیکار
یادداشت های ما دوازده نویسنده بیکار
تولد سلی ۲۰ آبان: تولد پیلی ۲۲آبان: از طرف همه برو بچ اینم یه شعر باحال واسه تنوع: آنکس که بداند و بداند که بداند باید رود غاز به کنجی بچراند آنکس که بداند و نداند که بداند بهتر که رود خویش به گوری بتپاند آنکس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پولش خرک خویش براند آنکس که نداند و نداند که نداند بر پست ریاست ابدالدهر بماند!!!!!!!!!! شعر باحالی بود اگه فهمیده باشین که فک کنم فقط عشقم بفهمه از بین بچه چون فقط اون باهوشه تا بعد خداحافظ امروز یه آپ خیلی ویژه داریم به مناسبت روز دانش آموز (به افتخاره خودمون) خب بهتره اول بریم سراغ سوتی ها..................................... اول از سوتی خودم شروع میکنم مهسا:از معادله درجه یک ۲ تا ریشه در آوروم محبوبه:اعصابه هم گروهیه ما رو پرت نکن محبوبه:وقتم گرم میشه(سرم) خانوم (!)شاه حسینی:باور کنید قدر بدونید پیلی:دست پس میگیری که پس بیفتی .......:عید غدیر تولد امام علی(ع) محبوبه:نه بابا ۱۳ رجبه! پیلی:مامانم بهم ۲ دستی زده محبوبه:مشکلم روانی بود روحی شد مکانیک(معلم فیزیکـ):از جلو در خونه ی مدرسه محبوبه:نبض خودش شصت داره(شصت خودش نبض داره) سوتی ها تموم شد این بار کمی بی مزه بودن ولی خب کاچی به ز هیچی خب حالا میریم سراغ تیکه کلام ها: صدری(شیمی):می فهمید چی می گم؟ میره کجا تر؟ باقری(دینی):از این کانال وارد شید مکانیک:کورنو مترو میزنیم خب این هم از سوتی ها حالا میریم سراغ روش های تقلب ۱-نوشتن روی دست و پا ۲-کفش ۳-در تست ها......نشون دادن با دست ۴-طومار(در کاغذ)البته ممکنه مدرک باشه وقتی لو رفتی بلاخره ادم باید آینده نگر باشه ۵-چشم چرونی رو ورقه ی اجمع خرخونان (در صورت دست رسی اسان) ۶ـدوست من کتاب این شعار ماست ۷-نامه نگاری از راه پست پیشتاز ۸-قرض کردن برگه ی بغل دستی با ظرافت تمام راه های دیگه ای هم هست ولی ما این جا بهترین ها رو گلچین کردیم که کاربرد بیشتری هم داره خب دیگه امید وارم از آپ امروز خوشتون اومده باشه برید پی کار و زندگیتون راستی یه سوالی داشتم :به نظرتون چه چیزایی باعث میشه که یه آدم بتونه یک نوزاد ۴ ماهه رو بکشه؟بخصوص یه مادر یا پدر؟آیا چنین حقی دارن؟ البته خودم میدونم سوالم خیلی بی ربط بود ولی خیلی دوست دارم نظرتون رو بدونم
فقط و فقط از طرف محبوبه: برد استقلال جونم مبارک! وقتي كه رفتي حس كردم كه تنها مي مانم وقتي كه رفتي فهميدم كه دلم از دستم رفت وقتي كه رفتي فهميدم كه سرم شانه نوازش گرش را از دست خواهد داد وقتي كه رفتي فهميدم من هم رفتم وقتي كه براي آخرين بار از خم كوچه عبور كردي روحم من هم پر كشيد ولي به خودم اميد دادم به خودم وعده دادم كه بر مي گردي ولي دلم چيزي را كم داشت كه كاملا اونو حس كردم خودم حس كردم كه قصر آرزوهايم خراب شد خودم حس كردم كه ديگر كسي نمي تواند مثل او دوست داشته باشد اری واقعا دوست داشتنت بي ريا بود بي ريا دوست داشت بي ريا عاشق شد بي ريا مهر ورزيد و بي ريا هم رفت درست مثل قاصدك اري قاصدكم رفت و من هم هم تنها شدم قاصدكم رفت و قصر آرزوهايم خراب شد قاصدكم رفت و دلم به انتظار برگشت او ماند تا مرد به راستي بعد تو چه بايد مي كردم من هم مردم دلم هم به همراه تو مرد نمي خواست كسي را ديگر مثل تو دوست بدارد وقتيكه رفتي نميدانم چرا دلم هم رفت وقتي كه رفتي نمي دانم چرا دستانم ديگر توان نوشتن كلمات شاد را نداشت وقتي كه رفتي بارها با چشمانم جنگيدم كه چرا باز هم توان ديدن را دارند بارها با خودم جنگيدم كه چرا من مانده ام بارها با دستانم جنگيدم كه چرا هنوز توان نوشتن را دارند از وقتي كه رفتي بارها دفتر شعرم با قطرات اشكم مزين مي شد از وقتي كه رفتي ديگر توانم نوشتن را هم نداشتم مگر اينكه دلم واقعا هواي تو را مي كرد تنها آن زمان بود كه مي نوشتم آن هم فقط براي تو از وقتي كه رفتي ديگر چشمانم نتونست غير از تو روياهاش تو رو ببينه از وقتي كه رفتي دلم معبد و معبودش را از دست داد مدام بهانه تو رو مي گرفت به او مي گفتم كه رفته، براي هميشه از پيشم رفته ولي ساده دل قبول نمي كرد هجران تو را باور نداشت مي گفت كه تمام وجودش بوي تو را مي دهد براي همين مي گفت كه تو هم هستي از چشمانم متنفر بودم كه چرا از همان لحظه اول برايت اشك نريخت مي دوني ديگه نمي خواستم اونها رو باز كنم ازشون متنفر بودم آخه مي دوني روزي كه براي اخرين بار دستت رو روي اونها كشيدي و گفتي كه قطره اشكت بوي عشق مي ده فكر كردم چشمام از خودم عاشق تر هستند نمي دونم شايد دوامشون تو عشق خيلي بيشتر از سياوش بوده شايد چون خيلي دوستت داشتن نتونستن باور كن شايد هم عزيز معجزه دستهاي تو بوده اره مطمئنم كه معجزه دستهاي تو بوده هيچ وقت تا اين اندزه تنها نبودم تو قامت عشق را با رفتنت شكستي از وقتي كه رفتي خورشيد باري من از سمت مشرق طلوع نمي كند از آن زمان كه تو از باغ دلم پركشيدي ديگري هيچ بهاري به سراغ دلم نيامد ديگر بلبلان در اين باغ شوق آواز خواندن ندارند ديگر درختان خسته باغ دلم شكوفه نمي آورند اي عزيز دل خورشيد و زمين و بهار و بلبلان و درختان يكصدا تو را مي خواهند و من خدا را در هنگام هر اذان براي آمدنت دعا مي كنم و زمزمه مي كنم اي بهترين، زيباترين و عاشق ترينم برگرد اما تو صداي زمزمه آنها را نمي شنوي قلم در دست گرفتم كه بنويسم از تو متنفرم تا شايد بتوانم به زندگي آنطور كه مي خواهم ادامه بدهم ولي وقتي به كاغذي كه دستم روي آن بود نگاه كردم ديدم كه بي اختيار باز هم نوشته ام دوستت دارم برگرد ، برگرد كه دلم ، قلبم، همه و همه بهانه تو را مي گيرند... دیری دیری دیریم دیریم دیریم کورنومترو میزنیم sil & *bri* وارد میشوند:!!!!!!!!!!!! ciao! heloo! و سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام! ما از مدرسه ی آنفلونزا زده به شما سلام میکنیم! و اما شعری که sil و bri در وصف این روزها سروده اند: ای آنفلونزای عزیز که کردی عربی ما را مریض قربان ویروس هایت بکن مکانیک را نیز مریض محمد زاده را که آمرزیدی عزیز جانم به فدایت نکن اورا مریض به جایش صدری را کن مریض که نگیرد امتحان شیمی،ما آخر شویم مریض حال کردید طبع شعرو؟ خلاصه به لطف آنفولانزا 2روز تعطیل شدیم!+یه روز علافی تو مدرسه به قول شاعر!!!!!!!!!!!: عشق يعنی با غم الفت داشتن سوختن با درد نسبت داشتن عشق دريک جمله يعنی انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی در جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشمان تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختــن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديـده بر در دوختـن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی سوز نی آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی با گلي گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم و دل برهم زدن عشق يعنی يک تيمم يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بت پرست عشق يعنی همچومن شيدا شدن عشق يعنی قلــه و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد ومحنت دردرون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود عشق يعنی جام لبريز از شراب عشق يعنی تشنگی يعنی سراب عشق يعنی حسرت شبهای گرم عشق يعنی ياد يک رويای نرم عشق يعنی غرقه گشتن در سراب عشق يعنی حلقه های بی حساب عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت عشق يعنی آخــرخط بهـشــت عشق يعنی گم شدن در لحظه ها عشق يعنی آبـی بی انتـــها عشق يعنی زرد تنها و غريب عشق يعنی سرخی ظاهر فريب عشق يعنی تکيه بر بازوی باد عشق يعنی حسرتت پاينده باد عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو....
تولدت مبارک
تولدت مبارک
![]()
![]()

















![]()

شروع

hola!

این روزها همه مریض اند شما چطور؟





(باخت sweet انچستر به توان n تبریک!!!!!!!!!!!!!!!!)

و اما!
nowمیریم سراغ سوتی های امسال!!!!!!!!!!!!:
1-پیلی:کاغذ داری؟
مهنا :واسه چی؟
پیلی:میخوام نطق برداری کنم!!!!!!!!!!!!!!
(نت)
2-توضیح:محبوبه(نا این محبوبه)و محدثه 2قلو ان:
مهسا:محدثه تولدت کیه؟
محدثه:بیییییییییییییییییییییییزمهسا:تولد محبوبه کیه؟
3-معلم شیمی:این 3تا کلاس که بغل دفتر خانوم شهید بهشتی ان!!!!!!!! (خانوم بهشتی)
باقری(معلم): کبری و خبری
سوتیامون همینه!میدونید چرا؟
1-بقیه مشکل اخلاقی داشتن
2-المیرا سوتی از مدرسمون رفته
و اما
تولد
تولد
تولدش مبارک!!!!!!!!!!!!
هوراااااااااااا!
88/8/8
تولد امام 8 ام
مبارک!

ما که امروز کلی شیرینی خوردیم!هم mr gholamiواسمون آورده بود هم مدرسه ولخرجی کرده بود!!!!!!!!!!!(البته از پول خودمون بودااااااااااااا!)
خب دیگه کم کم بریم!
حواهرا و برادرای دینی باشید!
همرو مثه ناموس خودتون دوس داشته باشید!
مواظب خودتون نباشید!
veryخوش گذشت!
باخت های شیرین استقلال رو تسلیت میگم!واقعا خوش شانسی این تیم منو کشته!با 7 برابر سانتر بیشتر و خطای کمتر و موقعیت های گل بهتر و دروازه بان اوشکول تر در اوج زیبایی به دوب باختیم!هوررررررررررررررا!
از اون طرف لنگ!طبق معمول با شانس خرکی با 2برد اومد 4ام!و هم امتیاز شد با تاج!ای خداااااااااااااااا یه ذره فقط یه ذره شانس بده!
قربون مجیدی برم که جلو داور کم نیاورد!قربونت داش فرهاد!فقط کاش اون قد محکم نمیزدی تو سرت آخه اشتباهات داوری جزیی از بازیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
*bri=محبوبه

| Design By : Night Skin |


